الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
152
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
( 2707 ) ابوسعيد ، فضل اللَّه بن ابى الخير خراسانى نيشابورى مهنى « 1 » صاحب رفعت مقام در حال و رياضات و مجاهدات و كرامات است كه در علوم ظاهرى ، دانشمندى بلندپايه و از شاگردان اخلاقى شيخ ابوالفضل بن حسن سَرَخسى و پس از وى از شاگردان اخلاقى شيخ ابوالعبّاس احمد بن محمّد قصّاب بود و به اشاره وى به مهنه رفت و چهارده سال جذبه حق وى را در ربود و در وادى خاوران به سختى راه مىپيمود و از گياههاى صحرا مىخورد . هزار ماه عمر نمود و در شب جمعه چهارم شعبان المعظّم سال 440 در نيشابور از دنيا رفت . حكايت پدرش را سرايى منيع و كافى و عالى بود ، در صحن و حجرات و سقف و ديوار آن كاخ صورت سلطان محمود و اعيان و اركانش را نقش كرده بود ، براى جلب قلوب ايشان ؛ ابوسعيد از پدر تقاضاى خانهى شخصى نمود ، پدر براى وى خانهاى خريدارى كرد . از سراى پدر بدانجا منزل نمود ، روزى پدر به ديدن پسر آمد ، ديد به هر طرف ، عباراتى از قبيل « لا إله إلّا اللَّه » و « يا هو ! يا من ليس إلّا هو ! » و غيره نقش نموده ، پرسيد : چرا سراى خود را به اين كلمات نگاشتهاى ؟ گفت : كدام زيور بهتر و خوشتر از نام دوست ؟ تو در خانه خود آن نقوش نقش كردهاى تا بدان وسيله آنان شرط دوستى به جاى آورند ، من هم اين كلمات را نگاشتم تا نام محبوب حقيقى در دلم نقش بندد و روزى مورد عنايتش واقع شوم . - پدرش مىگفت : من وى را در سراى خود در قيد مىكردم و انتظار مىكشيدم شايد شب را قدرى بخوابد . چون سر خويش به زمين مىگذاشتم و مىخفتم وى از خانه
--> ( 1 ) . مِهَنى : منسوب به : 1 . مِهْنِه يا مَيْهنِه از روستاهاى بزرگ خاوران ( ناحيهاى واقع در فيما بين سرخس و ابيورد در خراسان ) ؛ 2 . از روستاهاى غزنه ؛ 3 . مَهَن ، يكى از مضافات مشهد .